مؤلف مجهول / عبد الجبار خجندي

پيشگفتار 28

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى )

« زه ( به كسر اوّل وسكون ثاني ) : چلّهء كمان وابريشم ورودهء تابيده را نيز گويند وكنارهء هرچيز هم هست ، همچون زه گريبان وزه حوض وزه صفّه وأمثال آن » ( برهان قاطع ) . شيارهاى نسبة دراز وعميقى را كه كشاورزان در زمين آبخيز ، ايجاد ميكنند تا آب زمين در آن شيارها جمع شده وسپس تخليه شود ، تا زمين خشك وبراي كشت مناسب گردد « زه » ، وعمل ايجاد شيارهاى تخليهء آب را « زهكشى » مينامند . در برخى كلمات فارسي ، صداى كسره بدل از ( ى ) است : آينه : آيينه ، آينه گر نقشِ تو بنمود راست * خود شكن ، آيينه شكستن خطاست اهرمن : اهريمن ، تكّه : تيكّه ، جگر ، جيگر ، ده : دية ، زنهار : زينهار ، زينهار از قرينِ بَد زِنهار * « وقنا - » ربّنا « - عذاب النّار » وجين : ويجين . اينچنين ، كلمهء « زه » در صورت بدل بودن كسره از ( ى ) ، وجه « زيه » داشته است . كلمهء « زيه » فارسي ، خود صورت تحوّل‌يافتهء كلمهء « زيگ » يا « زيج » فارسي ميانه ( پهلوى ) است . « زيگ : تارهايى باشد كه استادان نقشبند ، نقش جامه‌هايى كه بافند ، بدان زنند » ( برهان قاطع ) . « زيج : معرّب زيگ است . تختهء بنّايان ومعماران كه در آن طرح عمارت كشند ، ورشتهء بنّايى را نيز گفته‌اند » ( برهان قاطع ) . پيداست ، براي سامان يك جدول در يك صفحه ( كاغذ ، تخته ، ديوار ، . . . ) چند وچندين خطّ ( زه ) را به ترتيبي خاصّ كه موضوع ومقصود را به طور خلاصه ودر عين حال واضح نمايش دهد ، بر صفحه نقش ميكنيم . به عبارت ديگر ، هر جدول با چند وچندين ( زه ) سامان مىيابد . در رسائل وكتب نجومى ( وتنجيمى نيز ) موضوعات مطروحه را ميتوان هم به طور مشروح انشاء وبيان كرد ، وهم ميتوان به صورت چند وچندين جدول نمايش داد . از اين‌رو ، هر رساله يا كتاب نجومى وتنجيمى ، از فراوان جدول تشكيل